مرتضى راوندى
401
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مدرسهاى كه رفيعتر و عاليتر و نيكوتر است همه خواجگان وقف كردهاند : چون شرف الدين انوشيروان خالد و رباطهاى معين الدين . » « 1 » بر خلاف ثروتمندان و خواجگان روزگار ما كه بيشتر دارايى خود را در بانكهاى خارجى مىگذارند . در تاريخ يزد نيز شرح مفصلى دربارهء هريك از مساجد و مدارس ، و تاريخ ايجاد و بانى آنها ذكر شده است . از مختصات اين شهرستان قديمى اينكه در كتيبهء مدارس و مساجد آن ، مطالبى كه هنرمندان و شعرا به نظم يا به نثر نوشتهاند ، اكنون باقى است . در جلد چهارم اين كتاب ، ضمن بحث در پيرامون ديوان اوقاف ، نمونهاى چند از مؤسسات خيريهء قديم را كه از محل عوايد اوقاف اداره مىشدند ، ذكر كردهايم . علاقهمندان مىتوانند به آن مجلد مراجعه كنند . در تاريخ جديد يزد نيز ، مكرر ، از مردان خير و نيكخواهى سخن رفته است كه براى آسايش خلق ، به حفر چاه و قنات و ايجاد آبانبار و كاروانسرا و بازار و حمام و مسجد و مدرسه و آسيا و جز اينها مبادرت كردهاند . كاروانسراى امير : در اين كتاب ، در وصف كاروانسراى امير جلال الدين ، چنين آمده است : « اين كاروانسرا را بغايت خوبى ساخته و بيشتر تجار در آن فرود مىآيند و حوضى وسيع در ميان آن ساخته و بر كنار سنگ مرمر انداخته و آب در آن جارى است ، و سى و نه حجره دارد و بر در كاروانسرا ساباطى و 10 دكان بر اطراف نهاد . » « 2 » وضع بازار يزد : در تاريخ يزد در ذكر بازار صاحب اعظم ، چنين مىنويسد : « بازارى نيكو و مسقف مشتمل بر 60 دكانساز داد نزديك خان امير سام ، و بر سر بازار ، گنبدى عالى بساخت و درهاى متكلف بر آنجا آويخت ، و در پهلوى آن بازار ، مسجدى كهنه بود آن را عمارت كرد و درى نيكو بر آن نصب كرد . و در ميان بازار سر ريگ ، دكانى بخريد و بكند و مقابل آن راه در بازار سر ريگ كرد كه پاپوشدوزان و چاروقدوزان در آن بازار مقيماند . » « 3 » در همين تاريخ ، در ذكر بازار على آقا مىنويسد : « بر دروازهء مهريجرد ، بازارى نيكو مشتمل بر پنجاه دكان دورويه ، در سال خمس و عشرين و ثمانمائه - على آقا كه داروغهء يزد بود - ساز داد . . . و امير زاده شمس الدين . . . سى دكان ديگر بدان منضم كرد . و خياطان و كجينهفروشان ( كهنهفروشان ) در آن بازار مىنشينند و بازارى برونق است . » « 4 » باغات داخل و خارج شهر : بطوريكه از مندرجات بسيارى از كتب تاريخى بعد از اسلام برمىآيد ، در اين دوران ، چه در داخل شهرها و چه در حومه ، طبقات مرفه و مردم ميانه - حال باغاتى به قصد تفريح يا براى انتفاع درست مىكردند و در آنها عمارات جالب و آب جارى و چمن و گل و درختهاى مثمر و غيرمثمر پديد مىآوردند ؛ از جمله در تاريخ يزد در وصف باغ « ساباط » مىنويسد : « باغى بزرگ است و معمور ، و عماراتى بسيار دارد از قديم و جديد و خانه و
--> ( 1 ) . عبد الجليل رازى ، كتاب النقض بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض . به اهتمام سيد جلال الدين محدث ، ص 473 . ( 2 ) . احمد بن حسين بن على كاتب ، تاريخ جديد يزد . به اهتمام ايرج افشار ، ص 97 . ( 3 ) و ( 4 ) . تاريخ يزد ، پيشين . ص 62 .